آخرین اخبار:

شهید مختار آذرخش

شهید مختار آذرخش

نام پدر: محمود
تاریخ تولد: 1313/12/2
تاریخ شهادت: 1360/3/23
محل شهادت: مهاباد
مشاغل: جوانمرد ژاندارمری بود
محل تولد: آذربایجان شرقی - بناب - بناب
علت شهادت: اصابت گلوله
محل دفن: بلوک: نام گلزار:نقده شهر:آذربایجان غربی - نقده
زندگینامه

 

شهيد «مختارآذرخش» در سال 1313 در يكي از روستاهاي شهرستان بناب ديده به جهان گشود. خانواده ايشان در همان دوران كودكي ايشان، به روستاي قلعه جوق نقده مهاجرت كردند. سپس شهيد كه به علت محروميت والدين از درس و تحصيل بي بهره مانده بود، به نقده عزيمت كرد. بعد از پيروزي انقلاب با درك شرايط منطقه و احساس وظيفه خطر، مؤمنين صديق به صفوف جوانمردان پيوست..

 

فرازي از زندگينامه شهيد:

وقتي به هوش آمد و خود را به غرقه به خون ديد با التماس گفت شما را به خدا زخم را ببنديد تا به يارانم بپيوندم. آنها به من احتياج دارند. تكاني به خود داد تا برخيزد اما خونريزي شديد بود و زخم عميق. ضجه اي كرد،‌بيهوش شد و ديگر به هوش نيامد.

اين شهيد بزرگوار، اين تابع ولايت،‌اين عاشق اسلام و اهل بيت، اين روزه دار رمضان و عزادار محرم الحرام كه طعم تازيانه استعمار و طاغوت را با رگ و پوست چشيده بود پس از پيروزي انقلاب به مدت يك سال و نيم به صورت افتخاري شب ها در ژاندارمري كشيك مي داد تا همشهريانش آسوده بخوابند و روزها به كارگري مي پرداخت تا عائله اش بياسايند.

بعد از آن رسماً به صفوف جوانمردان پيوست و پيمان جوانمردي بست. در بسياري از عمليات پاكسازي منطقه شركت جست. با شروع درگيري در منطقه دارلك مهاباد داوطلبانه به منطقه اعزام شد. در همين جبهه از ناحيه شكم مجروح و در بيمارستان بستري شد و بعد از 12 روز بستري شدن به تاريخ 60/3/23 كبوتر سفيدبال و سرخ پر روحش به آسمان عشق پرواز كرد و پيكر مطهرش تشييع و در گلستان شهداي نقده به خاك غنود.

خاطرات

خاطرات آقاي جواد آذرخش، فرزند شهيد مختار آذرخش

 

اينجانب جواد اذرخش فرزند شهيد مختار آذرخش مي باشم كه در موقع شهادت پدرم من12 ساله بودم. تنها خاطره اي كه از شهيد به ياد دارم آن اين است كه پدرم قبل از شهادت در درگيري مسلحانه كه با حزب دمكرات داشتند زخمي شده بود و در بيمارستان امام خميني بستري شده بود و من به همراه مادرم براي ديدنش به بيمارستان رفته بوديم و به ياد دارم كه پدرم به علت جراحتي كه داشت خون زيادي ازش رفته بود و بسيار تشنه بود و نياز به آب داشت كه از پرستاران آب مي خواست كه آنها هم از دادن آب به او خودداري مي كردند كه اين خاطره هيچ وقت از يادم نرفته و نخواهد رفت.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه