آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۶۳۴۴
۱۱:۵۸

۱۴۰۵/۰۱/۱۷

خاطره/ آن خبر خانه خراب کن

بردار شهید «عبدالحسین خیاط غیاثی» برایمان روایت می‌کند: «تصور لحظه خبر دادن به مادر، تصویر کردن فضای خانه و حال و روز اهل خانه پس از شنیدن خبر شهادت حسین، دنیا را روی سرم آوار می‌کرد. مادرم حسین را عاشقانه دوست داشت اصلاً محبتش به حسین، خیلی خاص بود. حالا من باید چگونه این خبر را به او می‌دادم؟!»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید عبدالحسین خیاط غیاثی متولد ۱۳۴۲ در عملیات والفجر۸ و در حادثه‌ی اصابت اتوبوس گردان بلال در مورخ ۵ اسفندماه ۱۳۶۴ به همراه ۳۳ نفر از یاران و همرزمانش به شهادت رسید و مزار مطهرش در گلزار شهدای شهیدآباد دزفول زیارتگاه عاشقان است.

خاطره/ آن خبر خانه خراب کن

متن خاطره: 

عصر پنجم اسفند که خبر شهادت بچه‌های اتوبوس گردان بلال به دزفول رسید، از ماجرای شهادت حسین خبردار شدم. 

هنوز هیچ کس از خانواده‌های شهدا خبر نداشتند و فقط تعدادی از بچه‌های گردان بلال که دزفول بودند، ماجرا را فهمیده بودند.

شب سری به خانه مان زدم تا اوضاع را ببینم، می‌دانستم که فردا و پس فردا اینجا قیامت می‌شود.

دلم آشوب بود، ادراک چنین وضعیتی به شنیدن نمی‌شود، خیلی سخت است. 

خیلی گر گرفته بودم، اما باید به رو نمی‌آوردم تا مادر و اهل خانه بویی نبرند.

مادرم پای چرخ خیاطی نشسته بود.

همینطور که مشغول کارش بود، سراغ حسین را گرفت.

ضربانم شدت گرفت.

آتشی که در دلم بود داشت به کل وجودم سرایت می‌کرد. 

بریده بریده و آرام گفتم: «ان شالله قراره فردا بیاد!»

مادرم گفت: «خودش که گفت چند روز دیگه میام! دیگه این بار میخوام براش برم خواستگاری! خونه رو هم عوض باید بکنیم ان شالله!»

خوب بود که سرش پایین بود و مشغول خیاطی و مرا نگاه نمی‌کرد و گرنه شاید از اوضاع چشمانم و نگاهم و حال و روزم می‌فهمید.

سریع خداحافظی کردم و از خانه زدم بیرون

نیاز نبود بپرسد کجا می‌روی؟

آن ایام معمولاً شب‌ها خانه نمی‌رفتم، می‌رفتم ستاد ذخیره سپاه!

شب سختی بود که صبح شدنش سال‌ها برایم طول می‌کشید. 

فکر کردن به فردا، تصور لحظه خبر دادن به مادر، تصویر کردن فضای خانه و حال و روز اهل خانه پس از شنیدن خبر شهادت حسین، دنیا را روی سرم آوار می‌کرد.

مادرم حسین را عاشقانه دوست داشت اصلاً محبتش به حسین، خیلی خاص بود.

حالا من باید چگونه این خبر را به او می‌دادم؟! 

ثانیه ها، برایم عین سال می‌گذشت! حالا تازه بماند اینکه این بار تصمیمش برای داماد کردن حسین جدی جدی بود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه