نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

«حسینیه شهدا» یک مکان آموزشی و تربیتی برای نسل حاضر شده است

مردم محل مدت ها بود که کارهای فرهنگی و خدمت رسانی به پشت جبهه ها میکردم اما در دهه ی آخر ماه صفر تصمیم گرفتیم خانه ای بنام حضرت زهرا (س) بخریم. و با کمک همین شهدا و مادران و همسرانشان اینجا را هم ساختیم و فعالیت های فرهنگی هنری اجتماعی را ادامه دادیم. الان هم روی کارهای مکتبی و قرآنی فعالیت داریم.
ویژه نامه شهدای والفجر 8

ویژه نامه شهدای والفجر 8

نوید شاهد همزمان با سالروز غرورآفرین عملیات «والفجر هشت» ویژه نامه ای از شهدای شهرستان های تهران که متشکل از زندگی نامه، وصیت نامه، خاطرات و آلبوم تصاویر شهدا رو به صورت یک مجموعه در اختیار کاربران قرار داده است.
دل نوشته عاشقانه یک شهید

دل نوشته عاشقانه یک شهید

روزی مصمّم شدم ترا وداع گویم و عشقها و امیدهای گذشته را به فراموشی بسپارم ولی ممکن نشد دوری از تو چنان بیتابی و رنج پنهانی در من ایجاد کرد که در آتش تب تو به سختی سوختم. دوستان واطرافیان من تصوّر می کردند بیماری را پرستاری می کنند که درد جسمی دارد ولی غافل از اینکه تب عشق تو و بخصوص آتش خاموش نشدنی هجران بود که مرا به سختی می سوزاند.
شهید می شوم می دانم!

شهید می شوم می دانم!

مادرش هر وقت از او می پرسد کجایی، چه کار می کنی؟ به مادرش می گفت: من زمینی میرم و هوایی بر می گردم، وقتی دوباره اصرار می کردیم، می گفت: ش، م، م(شهید می شوم می دانم) روز آخر که آمد مرخصی، ساکش را مادرش نگه داشت و نگذاشت که برود و گفت مامان جلوی ش، م، م، مرا نگیر. که رفت و آمدنش مرخصی آخرش بود که به حاجتش رسید. و روز تولد امام رضا به دنیا آمد و روز تولد امام رضا هم شهید شد.
اسناد فرهنگی/ نامه های یک شهید عملیات خیبر از حال و هوای «جبهه»

اسناد فرهنگی/ نامه های یک شهید عملیات خیبر از حال و هوای «جبهه»

ستاره های سرخ لاله های خونین پیامی از جبهه رسانید که ای شهادت سوی ما آی تا در آغوشت بگیریم گنه کاریم لیکن کرم و عفو الهی پایان ندارد پایانی که منجر به نیست و نابود می شود بارالها سنگرهای خونین را بدست پرتوان رزمندگان اسلام با حول و قوه خودت یاری کن
روایتی از بیست سال عاشقی/ ناگفته های همسر اولین شهیدمدافع حرم شهر ری «محمد داود شریفی»

روایتی از بیست سال عاشقی/ ناگفته های همسر اولین شهیدمدافع حرم شهر ری «محمد داود شریفی»

سال‌ها پيش از وطن جنگ زده خود دل بريدند و مهمان مردم ما شدند و بیست سال همسايگی با اهالی غريب ‌نواز محله باقرشهر، غم غربت را از قلب‌ شان پاک كرد. مردم باقرشهر قاليشو و رفوگر زحمتكش و خوش اخلاق محله را دوست داشتند و همسر و فرزندان محمدداود، شهرری را وطن دوم‌شان می دانستند.