شهید حمید کوهی در قسمتی از وصیت نامه خود، باشعری خطاب به مادرش می‌گوید: «تو‌ ای مادر مکن زاری که من اکنون بسی شادم / نمردم زنده می‌باشم بود رنج تو در یادم / همانا شیر پاک تو مرا جانباز پرورده / که جان خویشتن را ره قرآن ز کف دادم»

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید «حمید کوهی خداویردی کندی»، دوم شهریور ۱۳۴۲، در شهرستان اهر به دنیا آمد. پدرش حسن و مادرش خانم سیدی نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست‌ودوم فروردین ۱۳۶۶، در شلمچه بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

 

همانا شیر پاک تو مرا جانباز پرورده

 

متن وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَآ أَمۡوَٰلُکُمۡ وَأَوۡلَٰدُکُمۡ فِتۡنَةٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِیمٞ»                   (سوره انفال آیه ۲۸)

و بدانید که به حقیقت اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (چندان به دل نبندید) و بدانید که نزد خدا اجر عظیم (بهشت خواهد بود)

خدایا می‌خواهم پرواز کنم درحالی‌که پرزدن را بلد نیستم.

خدایا العفو، پروردگارا گناه کردم، معصیت کرده‌ام، راه خطا رفته‌ام، نافرمانی کرده‌ام ولی با این همه اشتباه به در آمرزش تو آمده‌ام بار خدایا تو خودت قول داده‌ای که بندگان گناهکار من اگر به در آمرزش من بیایند آن‌ها را خواهم بخشید.

من وظیفه خود دانستم که به‌عنوان یک مسلمان از دین اسلام و مرز‌های اسلامی دفاع کنم و امیدوارم شما برادران نیز در تداوم این انقلاب که زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) که یگانه رهبر عالم و منجی بشریت است بیش از بیش بکوشید و به یاری خداوند بزرگ در این راه پیروزید.

پدر، مادر برادران و خواهران عزیزم از شما خیلی ممنونم که با رفتن من به جبهه مخالفت نکردید و امیدوارم بعد از من با رفتن سایر برادران هم مخالفت نکنید زیرا به گفته قرآن امانت‌هایی در دست شما هستند. پدرجان خیلی متشکرم از اینکه سال‌های سال زحمت مرا کشیدید و در آخر با دست‌های خود قربانی کشور عزیز و قرآن دادید و امیدوارم از این افتخاری که نصیب شما شده است ناراحت نباشید و اما شما برادران عزیز، خودتان هم می‌دانید که من شما را اذیت بیشتری کرده‌ام و شما هربار با نصیحت‌های لطیف خود بنده را به راه راست راهنمایی کردید از شما هم حلالیت می‌طلبم و، اما تو مادر عزیز چیزی نمی‌توانم درباره تو بنویسم مادری که سال‌ها زحمت کشیده و در آخر جگر گوشه خود را در راه انقلاب از دست می‌دهد. فقط می‌توانم بگویم مادرجان چطوری که قبل از شهادت من استوار بودی بعد از شهادتم نیز پا بر جا باش و خوشحال باش که فرزندت توانست حق را از باطل تشخیص دهد.

تو‌ای مادر مکن زاری که من اکنون بسی شادم

              نمردم زنده می‌باشم بود رنج تو در یادم

همانا شیر پاک تو مرا جانباز پرورده

              که جان خویشتن را ره قرآن ز کف دادم

خانواده عزیز و گرامی من نمی‌گویم که بعد از شهادت من گریه نکنید بطوری که امام عزیز فرموده اند گریه کردن بر شهید زنده نگه داشتن نهضت است، اما طوری نکنید که توی محله بگویند که خانواده فلان شهید اینطوری بی تابی می‌کند و این را بدانید و باور کنید که شهادت برای من از عسل شیرین‌تر و گواراتر است

تنها حرفی که برای امت حزب الله دارم این است که نگذارند این آتش شعله ور شده جنگ که هم اکنون دارد ریشه خصم را می‌سوزاند خاموش گردد و همیشه گوش به فرمان امام و سایر مسئولین کشور باشند.‌ای جوانان خدا نکند که در خواب غفلت بمیرید چرا که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد مبادا  بی تفاوت بمیرید که علی اکبر در میدان جنگ و با هدف کشته شد، نکند در رختخواب ذلت بمیرید که علی در محراب شهید شد و فرمود سپاهی شجاع کسی است که شمشیر بر کمر بندد و بر چهره نامبارک مرگ لبخند زند یا در خون خویشتن و گرداب صحنه جنگ غرق گردد و یا به ساحل پیروزی دست یابد و‌ای خانواده‌های محترم جلوی آمدن بچه هایتان به جبهه‌ها را نگیرید که نزد امام حسین و فاطمه زهرا مسئولید خانواده عزیز خواهشمندم بعد از من باقیمانده روزه ام را که ۲۵ روز میباشد بگیرید به امید بر افراشته شدن پرچم توحید در سراسر جهان.

والسلام

انتهای پیام/

نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده