گفتگو با یک پژوهشگر آثار شهدا؛
تعداد بازدید: ۲۴۴
همزمان با شروع هفته پژوهش مسئول موزه شهدا استان آذربایجان شرقی در گفتگویی با نوید شاهد استان اظهار داشت: «خوشبختانه موزۀ شهدای آذربایجان شرقی ضمن بهره‌مندی از دیدگاه علمی و تخصصی، تلاش می‌کند گنجینۀ شهدا را به‌عنوان سند و حامل پیام ارزشمند در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت حفظ نماید.»

چون آب جاری بودم

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، وصیت نامه شهدا چون چراغ راهی است برای پیمودن مسیر دعوت شده به زندگی. «... ما شهيدان آگاه و استادان و معلمان و مجاهدان بزرگی را تقديم اسلام کرده ايم. اکنون بر ملت ماست که مسئول هستند راه شهيدان را ادامه دهند. همه بايد بدانند که ما آگاهانه در اين راه مقدس قدم گذارديم و عاشق خدمت هستيم و از هيچ قدرتی ترس و واهمه نداريم؛ مگر از قدرت لايزال الهی که به آن تکيه داريم. در اين مکتب (اسلامی) انسان تنها در برابر قدرت مطلق و تعيين کننده سرنوشت ها مسئول است ... .» (بخشی از وصیت نامه شهید علیرضا احمدی) به همین منظور همزمان با شروع هفته پژوهش مصاحبه ای با یکی از پژوهشگران آثار شهدا انجام داده ایم که علاقمندان را به خواندن آن دعوت می کنیم.

«مریم ماهی» به علت علاقه زیادی که به شهدا داشت در دانشگاه رشته تحصیلی خود را در هر موضوعی به سمت و سوی آثار شهدا سوق می داد تا به شناخت کاملی از آثار و اسناد شهدا برسد. دیدگاه پژوهشی خود را پیرامون آثار شهدا از تحقیق های کلاسی دانشگاه شروع کرد که در نهایت به‌صورت جامع در پروژه پایان نامه کارشناسی ارشدش کلید خورد.

«ماهی» مجری و کارشناس موزه شهدای استان آذربایجان شرقی، از همکاران بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان شرقی می‌باشد. او فوق لیسانس رشته حفاظت و مرمت اشیا فرهنگی – تاریخی – است و عنوان پایان نامه کارشناسی ارشدش «بررسی مبانی نظری مرمت و حفاظت از آثار شهدا» با تکیه بر آثار موزه­ای شهدای تبریز بود. وی با جستاری در پژوهش در حوزه ایثار و شهادت دارد اظهار کرد: «برای رسیدن به آرزویم پشتکار زیادی داشتم. چون آب جاری بودم. سر زدن به موزۀ شهدا و مزار شهدای بهشت زهرای تهران عادتم شده بود. انس عجیبی با شهدا داشتم؛ عجیب پر اعجاز!»

بیشتر بخوانید: بخش پژوهش موزه شهدای استان آذربایجان شرقی را ببینید

بیشتر بخوانید: حفاظت و نگهداری آثار موزه شهدای استان آذربایجان شرقی

حلاجی واژه شهید در کودکی

ماهی در آغاز این گفتگو تعریف کرد: اسفندماه سال 1366 بود و من کودکی نُه ساله با شور و هیجان کودکانه در کنار بچه ها بخاطر لباس های نو عید شاد بودم. با رسیدن خبر شهادت دایی علیرضا، لباس های نو عیدمان برای همیشه به بقچه ها رفت و ما همگی سیاه پوش شدیم. معمای بزرگی در ذهن کودکانه من شکل گرفت با چراهای زیاد. واژۀ «شهید» از آن روز تمام حواس مرا در خود گره زد و تبدیل به حس کنجکاوی نسبت به شهدا گردید. حسی که در انتخاب تمام اهداف و علایقم تأثیر می گذاشت.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست … می کشد هر جا که خاطرخواه اوست!

مسئول موزه شهدای آذربایجان شرقی ادامه داد: زمان گذشت. در آستانه ورود به دانشگاه بین دو رشتۀ قبولی صنایع دستی شهر تبریز و رشته حفاظت و مرمت آثار تاریخی تهران دو دل مانده بودم، به هر دو علاقۀ زیادی داشتم؛ در نهایت رشتۀ مرمت را برگزیدم. علاقه به پژوهش و ارتباط مستمر با موزه‌های میراث فرهنگی و قرار گرفتن در فضای هنری دانشگاه، مرا بیشتر مشتاق می کرد تا علاقه هایم را شکوفا سازم. هر چه بیشتر در دنیای دانشجویی و تحقیق قرار می‌گرفتم، بیشتر احساس نیاز می‌کردم تا اطلاعات علمی و هنری ام را پر و بال بدهم.

ماهی افزود: با اتمام مقطع کاردانی رشتۀ مرمت، دورۀ کارشناسی‌ام را در رشتۀ صنایع دستی با گرایش سفال و سپس مقطع کارشناسی ارشد را دوباره در رشتۀ حفاظت و مرمت اشیا تاریخی _ فرهنگی گذراندم. در دوران دانشجویی علاقۀ عجیبی نسبت به شهدا در خود می دیدم که به‌نوعی مرا همیشه در انتخاب هایم به چالش می کشید. من مفهوم این شعر را در انتخاب های درسی و کاری ام به عینه دیده ام و زندگی کرده ام؛ «رشته ای بر گردنم افکنده دوست ... می کشد هر که خاطرخواه اوست!». من همیشه تسلیم این عشق و علاقه بوده ام و هستم. به‌نوعی در این حس گره خورده‌ام. در تحقیقات کلاسی دورۀ دانشجویی مقطع ارشد، موضوع انتخابی من همیشه تحقیق بر روی آثار شهدا بود و این انتخاب من همیشه واکنش های جالبی به همراه داشت که از بین این همه آثار تاریخی، چرا آثار شهدا! جوابی نداشتم جز پاسخ علاقه به این موضوع. بعد از اتمام دورۀ فوق لیسانس وارد مرحلۀ انتخاب شغل شدم.

چون آب جاری بودم!

وی عنوان کرد: تدریس دروس هنر را از کانون پرورشی فکری کودکان شروع کردم و سپس در مدارس غیردولتی ادامه دادم تا به مدرسۀ استاد شهریار میدان سعادت آباد تهران رسید. در کنار کار تدریس به شرکت در نمایشگاه ها هم علاقۀ زیادی داشتم. در هر فرصت پیش آمده آثار تولید دست خودم شامل: نقاشی، سفال، سرامیک و غیره را به همراه آثار نقاشی دانش‌آموزانم به‌صورت نمایشگاه شرکت می دادم. همیشه سؤالات زیادی نسبت به جنگ، شهدا و ایثار در ذهنم داشتم که لحظه ای فکر مرا رها نمی کرد. آرزوی من شده بود به آثار شهدا دسترسی پیدا کنم، آن‌ها را از نزدیک ببینم. پژوهش، مطالعه بر روی آثار شهدا را به عینه تجربه کنم، بلکه به سوالاتی که بر ذهن من چون سیل هجوم می آورد پاسخی بیایم. تحقیقات کلاسی دانشگاه خلاصه شده در کتاب ها و کتابخانه ها مرا قانع نکرده بود. در کنار شغل معلمی به ارگان هایی که در زمینۀ حفظ آثار شهدا فعالیت می کردند، درخواست همکاری می فرستادم. یقین داشتم به آرزویم خواهم رسید. خستگی در من مفهومی نداشت. برای رسیدن پشتکار زیادی داشتم. چون آب جاری بودم. سر زدن به موزۀ شهدا و مزار شهدای بهشت زهرای تهران عادتم شده بود. انس عجیبی با شهدا داشتم؛ عجیب پر از اعجاز!

تاریخ همیشه زنده است

وی در ادامه تعریف کرد: تا اینکه باز به سر دو راهی رسیدم. با درخواست بنده از طرف معاونت پژوهش سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان شرقی موافقت شده بود، اما من معلمی شده بودم که مدرسه و دانش‌آموزانش را هم دوست داشت. انتخاب سختی بود؛ ولی باز من راه دل را برگزیدم. تدریس در مدرسۀ دولتی منطقه دو تهران را کنار گذاشته و به تبریز برگشتم. خود را عاشقی می دیدم که به معشوق رسیده است! در برابرم آثار شهدایی بود که روزی پشت ویترین موزه شهدا می دیدم. لباس های شهدا، اسناد شهدا، دفترچه یادداشت های شهدا. گاهی عجیب در نوشته های شهیدی غرق می شدم. می خواندم و می خواندم و می رفتم به زمان رزمنده در سنگر که دفترچه را به دست گرفته می‌نویسد. می‌نویسد برای دل خودش، برای مادرش، برای خانوادۀ عزیزش، برای همسرش، برای عشق اش! حس مبهم شیرینی بود که من به خلوت دل شهیدی راه پیدا کرده ام. عارفانه هایش را، عاشقانه‌هایش را، متن های رزمی و نظامی اش را می خواندم. لکه های خونی نشسته بر لباس های شهید را حس می‌کردم که چگونه در آخرین لحظات زمینی بودنش برای دفاع از وطن، ناموس، دین عزیزترین نعمت وجودی خودش را در پیشگاه الهی ایثار می‌کند و خون به یادگار بر لباسش می ماند. برای من سوال بزرگی بود ایثار و از خود گذشتن یعنی چه؟ برای چه؟ این لکه های خون بر روی کاغذ، بر روی لباس، بر روی پلاک فلزی و غیره همیشه باید در فریاد بماند. تاریخ همیشه زنده است و تاریخ دفاع مقدس با حفظ این آثار گرانقدر می‌تواند ایثار شهدا را به عینه نشان دهد.

کسب مقام سوم کشوری

ماهی بیان کرد: مطالعه و تحقیق بر روی بیش از چهار هزار اثر باقی مانده از شهدا و مستندنگاری آثار، شروع راهی شد که با تدوین، طراحی و اجرای تمام جزئیات عملیات راه اندازی موزه شهدای استان آذربایجان شرقی و آرشیو آن با زیر نظر معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید استان آذربایجان شرقی (1391 ـ 1388) منجر به افتتاح موزه شهدای استان آذربایجان شرقی گردید. ماحصل مطالعات علمی در این زمینه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان «بررسی مبانی نظری مرمت و حفاظت از آثار شهدا؛ با تکیه بر آثار موزه­ای شهدای تبریز» (کسب مقام سوم کشوری، 1393) و چندین مقالۀ علمی پژوهشی در جشنواره ها و همایش ها بین المللی گردید. الحمدالله.

آثار شهدا که منجر به شناخت این نسل در من شد

وی در ادامه گفت: در کنار فعالیت های موزه‌­داری، تدریس را هم در دانشگاه ادامه دادم. تدریس دروس هنر و تاریخ برای من جذابیّت خاصی داشته و دارد. به‌نوعی بررسی اندیشه ها و خلاقیت های نسل جوان را تجربه می‌کنم. شکر خدا، مطالعه در آثار شهدا که منجر به شناخت نسل شهدا در من شد، تدریس هم شناخت من نسبت به نسل کنونی را موجب می‌شود. گاهاً با ارائه موضوع ایثار و شهادت در تکالیف کلاسی یا تشویق دانشجویان به شرکت در جشنواره­های هنر مقاومت، دیدگاه آن‌ها را بیشتر مورد بررسی قرار می­دهم. دیده شدن و استفاده از خلاقیتها نیاز دانشجوی هنر هست. هنر زبان جهانی اندیشه هاست و اندیشه ها را به زبان هنر می‌توان سمت و سویی بخشید.

پژوهش های ارائه شده در همایش ها و نشریات

مریم ماهی با اشاره به موفقیت هایش از دستاوردهایش در همایش ها و نشریات چنین عنوان کرد:

  • مقاله: بررسی آثار هنری شهدا و ایثارگران با تحلیل مفاهیم بصری در آن، قابل تقدیر در پنجمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر، تهران، مرکز هنرهای تجسمی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهمن­ (1391).
  • مقاله: بررسی ارزش در آثار شهدا و مبانی حفاظت از آن در موزه، سخنرانی در اولین همایش بین المللی مطالعه علمی ایثار و شهادت، تهران، بنیاد ستارگان و دانشکده مطالعات جهان: دانشگاه تهران، 9 و 10 مهر (1392).
  • مقاله: بررسی نقش موزه­های شهدا به‌عنوان راهبرد ترویج ارزش­های دفاع مقدس؛ با تأکید بر حفاظت آثار، قابل تقدیر در سومین جشنواره جهانی هنر مقاومت، تهران، انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد فرهنگی مقاومت: فرهنگستان هنر، 29 آذر (1392).
  • پایان نامه: بررسی مبانی نظری مرمت و حفاظت از آثار شهداء با تکیه بر آثار موزه­ای شهدای تبریز، کسب مقام سوم کشوری در نخستین جشنواره پژوهشی ایثار و شهادت (طرح، پایان نامه و مقالات پژوهشی)، تهران، دانشگاه جامع علمی کاربردی امام خمینی ره و معاونت پژوهش بنیاد شهید، 26 آذر (1393).
  • مقاله: تحلیل محتوای آثار هنری شهدا و ایثارگران؛ با مطالعه­ی 60 اثر از موزه­ ی شهدای تبریز، پوستر در همایش ملی توسعه فرهنگ و سبک زندگی شهداء، تبریز، سازمان بنیاد شهید استان آذربایجان شرقی و دانشگاه تبریز، 20 اردیبهشت (1395).
  • کتابچۀ «پیک گردان» انتشار به‌صورت سی دی، تبریز، معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید استان آذربایجان شرقی، (1395).
  • مقاله: نقش موزه‌های شهدا در جریان سازی ارزش های دفاع مقدس و باز تولید مفهوم ایثار؛ با بهره‌مندی از پتانسیل نخبگان و هنر، سخنرانی در همایش ملی ایثار اجتماعی، تهران، دبیرخانه شورای عالی ترویج فرهنگ توسعه ایثار و شهادت تهران و دانشگاه امام صادق (ع)، 26 آذر 1398).
  • مقاله: مبانی حفاظت از آثار شهدا در موزه (مطالعۀ موردی: موزه شهدای تبریز)، انتشار در فصلنامه علمی شاهد اندیشه، تهران، سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران، پائیز­ 1399.

چون آب جاری بودم

اهداف موزه شهدا

کارشناس موزه شهدای استان گفت: موزه‌های شهدا سه وظیفۀ اصلی دارند: پژوهش و مطالعه بر روی آثار، حفاظت و نگهداری آثار و نمایش آثار.

هدف موزۀ شهدا ثبت رشادت­ها، شجاعت­ها و شخصیت­های برجسته ایثارگران در تاریخ هست. تاریخ را هم می‌توان از همه لحاظ مطالعه کرد و به آگاهی رسید. خوشبختانه موزۀ شهدای آذربایجان شرقی ضمن بهره‌مندی از دیدگاه علمی و تخصصی، تلاش می‌کند گنجینۀ شهدا را به‌عنوان سند و حامل پیام ارزشمند در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت حفظ نماید.

پژوهش در تعریف مسئول موزه

در نگاه بنده پژوهش یعنی تلاش از طریق مطالعه و بررسی علمی برای به آگاهی رسیدن!

از تجربۀ کاری با آثار شهدا

وی افزود: وقتی برای اولین بار آثار شهیدی را به دست گرفتم، بی‌آنکه میدان مبارزه‌ای دیده باشم به خط مقدم رفتم. هنوز هم بعد از ده سال تجربۀ کاری در موزه، وقتی در سالن آرشیو آثار مشغول به کار می‌شوم زمان کنونی را به‌کل فراموش می‌کنم. حس پاکی، صداقت، شجاعت، یکرنگ بودن و ایثار را هر لحظه درک می‌کنم. دیدن آثار هنری شهدا برایم ذوق دارد. رزمنده‌ای که به کارهای فنی علاقه‌مند بوده و با فشنگ‌ها و پوکه فشنگ‌ها ماکت هواپیمایی را با جوشکاری ساخته است یا شهیدی که در دفترچۀ یادداشت خود نقاشی و خطاطی کرده است. دیدن مدال‌های ورزشی شهیدی که آرزویش ورود به دانشگاه در رشتۀ ورزشی بود، ولی جهاد و مبارزه را در آن لحظه انتخاب می‌کند تا برای وطن­ اش بجنگد. همیشه برای بازدیدکنندگان دانش‌آموز این نکته را گوشزد می‌کنم که: یکی از راه‌های ادامه دادن راه شهدا تلاش در تحصیل و علم هست، آن‌ها را با مثال آوردن از شهدا، برای رسیدن به اهدافشان تشویق می‌کنم.

آثار شهدا با خاطرات بازدید کننده‌­گان موزه جان می‌گیرد

کارشناس موزه ادامه داد: خاطرات جالب زیادی در موزه اتفاق افتاده است که باید ثبت کرد تا ماندگار شود. حتی می‌توان گفت اتفاقات یا بازتاب حاصل از بازدید این نوع موزه‌ها خود نیز جزوی از تاریخ است. موزه‌ای که تاریخش هنوز از تاریخ زندگی بازدیدکننده‌اش فاصلۀ زیادی نگرفته است. ما در دنیا موزه‌های متفاوتی داریم، اگر از لحاظ موزه‌ای نگاه کنیم به‌نوعی می‌توان گفت موزۀ جالبی است. هر یک از آثار زنده است و حرف می‌زند برای بازدیدکننده‌ای که عمیقاً آن را می‌فهمد و می‌شنود؛ به‌خصوص برای شخصی که خود زمان جنگ را درک کرده است. بارها شده بازدیدکننده‌ای تا وارد موزه شده، ناخودآگاه به بیان خاطراتش پرداخته است. به یاد دارم روزی خانمی سراسمیه وارد موزه شد. به استقبالش رفتم و خوش‌آمد گویی کردم. سراغ شهیدی را می‌گرفت. بعد از صحبت متوجه شدم همسر شهیدی است. نشست و ساعت‌ها برای من از زندگی‌اش گفت، با اینکه گریه امانش نمی‌داد. همسر شهیدش از شهدای اوایل انقلاب بود. خانم از عاشقانه‌هایش گفت و از جوانمردی همسرش. در سکوتم به وسعت عشقی که هنوز بعد از سال‌ها در دلش می‌تپد، فکر می‌کردم! و یا هم‌رزمان شهیدی که به‌صورت اتفاقی به موزه آمده‌اند، با چه شور و شوقی برایم از خاطراتشان تعریف کرده‌اند. حس و حال برخی بازدیدکنندگان کاملاً گویاست که به دنبال گمشده خود در اینجا بوی پیراهن یوسف به مشامشان خورده، آمده‌اند.

مخاطبان موزه شهدا را بشناسیم

کارشناس مسئول موزه شهدا تعریف کرد: جالب است بگویم در مطالعۀ موزه‌های جنگ دنیا، بیشترین بازدیدکنندگان از قشر جوان و نوجوان هست. موزه‌ها بر اساس آموزش و شناخت اداره می‌شود؛ بنابراین در برنامۀ این موزه هم دعوت از دانش‌آموزان مدارس، پایگاه‌های مقاومت بسیج مساجد در اولویت برنامۀ بازدیدکنندگان قرار گرفته است. دانش‌آموز باید در کنار تحصیل خود از وقایع تاریخی سرزمین‌اش باخبر شود و چه مکان بهتری از موزه برای به شناخت رسیدن می‌تواند باشد. سعی بنده بر این هست که در بخش نمایش موزه برای هر قشری توضیحات مناسب آن سن را ارائه بدهم تا بهتر با شهدای عزیز و آثار موزه ارتباط برقرار کنند. اینجاست که زبان هنر بهترین راه ارتباط محسوب می‌شود تا اهداف موزۀ شهدا را در مخاطب ازجمله ایجاد حس غرور ملی را موجب شد.

سخن آخر:

ماهی در پایان خاطرنشان کرد: خدا را هزاران بار شکر لحظه به لحظه لذت و برکت از پیمودن مسیری بود که در تمام انتخاب های درسی و کاری برایم رقم زد. القصه سخن باقی و زندگی جاریست. هر لحظه در من شوری است برای رسیدن به علت آنچه که بدان خلق شده ام؛ شکر.

تهیه و تنظیم گفتگو: شبنم اسماعیلی

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده