تعداد بازدید: ۷۵
«با عجله خود را به سردخانه رساندم ولی شدت جراحات به حدي بود که نتوانستم فرزندانم را بشناسم. نا اميد شده بودم که يک دفعه چشمم به پای يکی از بچه ها افتاد...» ادامه این خاطره ی به جا مانده از زبان پدر شهید "سعید آذری" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد آذربایجان شرقی بخوانید.

جراحات به حدي بود که نتوانستم فرزندانم را بشناسم!

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید «سعید آذری» پنجم دی 1359 در شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش یداله کارگر بود و مادرش سیمین عذرا نام داشت. بیست و یکم اسفند 1366، در بمباران هوایی زادگاهش به شهادت رسید پیکر او را در گلزار شهدای همان شهرستان به خاک سپردند. برادرش عبداله نیز به شهادت رسیده است.

خاطره ای از زبان یداله پدر شهيد «سعید آذری» را با هم می خوانیم.

براي کاري به روستا رفته بودم. در آنجا شنيدم که گفتند مراغه را بمباران هوايي کردند نگران شدم و دلهره سراسر وجودم را فرا گرفت. با عجله خودم را به شهر رساندم.

اوضاع و احوال شهر به هم ريخته بود. هر کس زير آوار دنبال کسي مي گشت و همه گريان و نالان بودند و دود سياهي شهر را فرا گرفته بود. به نزديکي هاي خانه مان که رسيدم ديدم جماعت زيادي جمع شده و خانه مان با خاک يکسان شده بود. دنبال همسرم گشتم پيدايش نکردم. خلاصه وقتي سراغش را گرفتم و پيدا کردم، سراغ بچه هايمان را گرفتم، گفت: همراه سایر بچه هاي محله در کوچه فوتبال بازي مي کردند.

همه جاي خانه و زير آوارها را گشتيم ولي خبري از پسرهايم نشد، گويا همسايه ها پيکر آنها را به سردخانه انتقال داده بودند. با عجله خود را به سردخانه رساندم ولي شدت جراحات به حدي بود که نتوانستم فرزندانم را بشناسم. نا اميد شده بوديم که يک دفعه چشمم به پاي يکي از بچه ها افتاد که نشان از سوختگي داشت. با ديدن آن علامت شناختمش و آن برادر ديگرش نيز پيش او بود.

روحشان شاد

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده