به مناسبت گرامیداشت شکست حصر «سوسنگرد» می‌خوانیم:
تعداد بازدید: ۳۲
نوید شاهد - شهید علی «قصد دارم طی پانزده روز آموزش، نیرویی تربیت کنم که نه‌تنها جسارت روبرو شدن با خطرهای بزرگ را داشته باشد، بلکه بتواند در میدان رزم با لشکر مجهز و دوره‌دیده دشمن حرف اول را بزند.»

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، قائم‌مقام فرمانده قرارگاه ظفر و فرمانده طرح و عملیات قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) (ستاد کل نیروهای مسلح) سال ۱۳۳۸ در شهرستان تبریز به دنیا آمد. پس از سپری کردن دوران دبستان، راهی دبیرستان تربیت تبریز شد و دیپلم خود را در رشته ریاضی گرفت.

شهید «تجلایی» و اهداف 15 روزه­اش / قسمت اول

تجلایی در همین دوران، توسط ساواک احضـار شد، چراکه از امضاء برگه عضویت حزب رستاخیز امتناع ورزیده بود. با آغاز حرکت مردم علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷، تجلایی نیز فعالیت خود را شروع کرد. او در تمامی تظاهرات و اجتماعـات مردمی علیه رژیم پهلـوی حضور فعـال داشت و به چـاپ و پخش اعلامیه‌ها مشغول بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تجلایی در سال ۱۳۵۸، به عضویت سپاه پاسداران درآمد و یک دوره آموزشی نظامی پانزده‌روزه را زیر نظر سعید گلاب بخش - معروف به «محسن چـریک» - در سعدآباد تهران گذراند. تجلایی که در امر آموزش فنون رزمی مهارت زیادی کسب کرده بود، پس از مدتی، در پادگان سیدالشهدا به‌عنوان مربی آموزشی مشغول به کار شد. او در آموزش نظامی بسیار جدی و سخت‌گیر بود و می‌گفت: من در عمر خود پانزده روز آموزش‌دیده‌ام و فردی به نام محسن چریک به من آموزش داده و گام از گام که برداشته‌ام، تیری زیر پایم کاشته است. اکنون می‌خواهم با پانزده روز آموزش، شمارا به جنگ ضدانقلاب در کردستان، پاوه و گنبد آماده کنم و اگر در اثر ضعف آموزشی یک قطره از خون شما بریزد، من مسئولم و فردای قیامت باید جوابگو باشم. سختگیری وی در آموزش به حدی بود که در میان نیروها به «علی رگبار» معروف بود.

نقل است که روزی حاج مقصود تجلایی(پدر علی) در میان داوطلبان آموزش نظامی بود و هر بار که چشمان علی به پدر که در خار و خاشاک سینه‌خیز می‌رفت، تلاقی می‌کرد، بدنش سست می‌شد و بغض گلویش را می‌فشرد. علی به کارش عشق می‌ورزید. وقتی به منطقه جنگی می‌رفت، شرایط را به‌دقت می‌سنجید و برحسب نیاز و نوع منطقه عملیاتی، آموزش‌های لازم را ارائه می‌کرد و طرح‌های نو در امر آموزش تدوین می‌کرد. او می‌گفت: قصد دارم طی پانزده روز آموزش، نیرویی تربیت کنم که نه‌تنها جسارت روبرو شدن با خطرهای بزرگ را داشته باشد، بلکه بتواند در میدان رزم با لشکر مجهز و دوره‌دیده دشمن حرف اول را بزند.

پس از مدتی به کردستان رفت و به مبارزه با ضدانقلاب منطقه پرداخت. بعدازآن، مأموریت یافت به‌اتفاق چند تن راهی افغانستان شود تا علیه نیروهای متجاوز شوروی، مردم مسلمان آن کشور را یاری کند. او برای ورود به افغانستان که مرزهایش تحت کنترل شدید ارتش سرخ بود، از شناسنامه افغانی استفاده کرد. در پاکستان، تجلایی برای تأسیس مرکز آموزش فرماندهی برای مجاهدین افغانی، حفاظت از نماینده امام در افغانستان و حمل وجه نقد برای مجاهدین، برنامه دقیقی تهیه کرد. در افغانستان، حدود سیصد نفر از مجاهدین افغانی که اغلب سطح علمی بالایی داشتند، زیر نظر تجلایی آموزش دیدند. به ابتکار او، در چندین نقطه افغانستان، راهپیمایی‌هایی علیه آمریکا ترتیب داده شد. او اغلب اوقات به مناطق پدافندی مجاهدین می‌رفت و چگونگی گسترش خط پدافندی، آرایش سلاح و نیرو و حدود ارتش را برای آن‌ها تشریح می‌کرد.

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده