شهید حسن نور جباری در سال 1347 در مراغه دیده به جهان گشود ، وی در نهایت در سال 1367 در بانه آسمانی شد.
نحوه شهادت شهید حسن نور جباری
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی ، شهید حسن نور جباری در هشتم اردیبهشت ماه سال 1347 در خانواده ای با ایمان و متدین در روستای تازه کند مراغه دیده به جهان گشود. ایشان دوران کودکی خود را همراه پدر و با کمک به او در کارهای کشاورزی و دامداری پشت سر گذاشت و چون امکانات تحصیلی در روستا مهیا نبود نتوانست به تحصیل بپردازد. در محیط زندگیش همیشه سعی می کرد همه از او راضی باشند. زندگی ساده ای داشت و در اخلاق و رفتار نمونه بود، نمازش را سر وقت ادا می کرد و خواهران و برادران کوچکتر از خود را با اصول دین آشنا می کرد. دوران اوان جوانی ایشان مصادف بود با جنگ بین ایران و عراق و ظلم و وحشیگری رژیم بعث دل او را به درد می آورد و نمی توانست این همه وحشیگری را نسبت به زنان و کودکان بی پناه را تحمل کند. چند بار خواست با برادران بسیجی عازم جبهه های نبرد شود ولی هر بار با اعزامش مخالفت شد تا اینکه زمان خدمت سربازی اش فرا رسید و از طریق لشکر 84 خرم آباد عازم جبهه گردید. مدتی که در جبهه بود با شوق و اشتیاقی که نسبت به امام و رهبری داشت دلیرمردانه با دشمنان مبارزه میکرد و معتقد به این سخن بود که عراق را آمریکا و انگلیس حمایت می کند ولی در عوض ما را حضرت ابوالفضل و خدا حمایت می کند و تحت هر شرایطی ما پیروز میدان خواهیم بود تا اینکه دشمنان قسم خورده او را در تاریخ 1367/2/4 در منطقه بانه به شهادت رساندند و پیکر مطهر او بعد از رسیدن به دست خانواده پس از تشییع در دوش مردم شهیدپرور در گلشن زهرا (مزار شهدا) به خاک سپرده شد.

آنچه می خوانید بخشی از خاطرات هم رزمان این شهید بزرگوار می باشد:

بنده با شهید از بچگی آشنائی داشتم و در آموزش در تهران با هم بودیم و بعد به منطقه منتقل شدیم. شهید نور جباری را به گردان پیاده 182 منتقل کردند و من نیز به گردان پیاده 111 که بعد از آن مدتی او را ندیدم، روزی دیدم به دیدن من آمده و تعریف کرد که به کجا افتاده و چه کار می کند و… بعد از رفتن او من نیز روزی به دیدار او رفتم و به هر نحوی بود به خط عراقی نزدیک شدم (جاده مهدی). عراقیها مرا به گلوله بستند. در این هنگام هم آقای نور جباری و دوستانش در تپه کله قندی بودند من به زمین خوابیدم و بعد از رفع خطر بلند شدم و به طرف تپه رفتم و خودم را به نور جباری رساندم. بعد از دیدن او که یک مدتی به مرخصی مانده بود برگ شهری خواستم و به ایلام رفتم. در آنجا دوستان قدیمی او را دیدم که در آموزش با هم بودند. یکی از همرزمان مازندرانی نور جباری به من گفت که حسن در میمک (تپه کله قندی) که به آن تپه شهدا هم می گویند در اثر اصابت ترکش خمپاره 81 به ناحیه پشت سر به شهادت رسیده اند. با ناراحتی از او پرسیدم چگونه شهید شد، تعریف کرد: نور جباری شیشه فانوس را تمیز می کرد که عراقیها خمپاره 81 را زدند. همه به طرفی فرار کردند و سنگر گرفتند و نور جباری هم در حالی که به طرف سنگر
می دوید هنگام ورود به سنگر یکی از ترکش های خمپاره به پشت سر او اصابت کرد. بعد از اینکه گرد و غبار خوابید، دیدم حسن نور جباری در میان خون می غلطد و به شهادت رسیده است.

منبع : اسناد اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان شرقی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده