گفت‌وگوی تفصیلی نوید شاهد با رزمنده هشت سال دفاع مقدس:
سعیدی گفت : فرماندهان نقش امامت داشتند نه هدایت...
نوید شاهد آذربایجان شرقی: هر شهید جانبازی است که تمام وجود خویش و تمامت هستی‌اش را تقدیم داشته است و هر جانباز، شهید زنده‌‌ای است که در میان ماست و در حسرت وصال، به سر می‌‌‌‌‌برد و در اشتیاق پرواز به ملکوت و اتصال به حق می‌سوزد که گویی این زمین خاکی با تمام ناسپاسی هایش دیگر تاب جاماندگان از قافله‌ی ایثار و شهادت را ندارد. 
امامت فرماندهان / ناگفته هایی از عملیات های کربلای 4 و 5
این بار با یک تیر دو نشان زده‌ایم؛ گفت‌وگو اختصاصی نوید شاهد آذربایجان شرقی با رزمنده‌ی جانباز غلامرضا سعیدی که با حضور خالصانه در جبهه حق علیه باطل، عمر گران خود را در راه پاسداری از کیان نظام و انقلاب اسلامی گذرانده است. غلامرضا سعیدی یکی از رزمندگانی است که جانانه در میدان نبرد هشت ساله ایستاد و دفاع کرد. او از خاطرات خود و هم رزمان شهیدش روایت می‌کند؛
نوید شاهد: خودتان  را معرفی کنید و بگویید که چگونه راهی جبهه شدید؟
بنده غلامرضا سعیدی هستم ، در تاریخ 65/1/25 جهت گذراندن دوره آموزشی یک ماهه راهی پادگان شهید پیرزاده اردبیل شدم که پس از پایان این دوره آموزشی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شدم.
نوید شاهد: آیا خانواده با حضور شما در جبهه مخالفت نکردند؟
خیر اصلا ، هنگامی که بنده در دوره آموزشی بودم ، پدرم در منطفه گیلانغرب حضور داشت و وقتی ایشان از منطقه برگشتند به من گفتند که اکنون که من برگشته ام تو بایستی راهی جبهه شوی و ادای تکلیف کنی ، مادرم هم خواهر شهید بود و هیچ گونه مخالفتی در خانواده صورت نگرفت.
نوید شاهد: آقای سعیدی از اولین اعزامتان برایمان بگویید ، چه حال و هوایی داشت؟
برای بار نخست از پایگاه شهدای بدر حاج کاظم که فرماندهی آن را شهید والامقام میرفتاح فتاح زاده بر عهده داشت راهی جبهه شدم ، که در موقعیت شهید ریزه وندی لشکر عاشورا در منطقه باختران مستقر شدیم ، سردار پور جمشیدیان فرمانده وقت تبلیغات که در منطقه حضور داشتند از من پرسیدند که از کجا آمده ای ؟ و پدرت در کجا شاغل است ؟ گفتم که از تبریزی آمده ام و پدرم در ستاد جنگ دادگستری مشغول به کار است ، گفت که من پدرت را می شناسم اگر اجازه دهی تو را به تبلیغات می آورم ، که بنده موافقت نکردم و گفتم هر کجا که خودشان تقسیم کنند بنده در آنجا خدمت خواهم کرد ، خیلی مشتاق خدمت در واحد تخریب بودم که میسر نشد و سرانجام وارد گردان حبیب بن مظاهر شدم ، مهم ترین حسنی که این گردان داشت این بود که فرماندهان آن واقعا نقش امامت داشتند تا هدایت ! 
ما در حدود 4 ماه ابتدایی در سد دز، شنا را به صورت تخصصی آموزش دیدیم و سپس جهت گذراندن دوره تخصصی غواصی راهی منطقه قجریه شدیم ، این آموزش ها به دلیل سرمای بسیار سوزناک منطقه خیلی سخت و طاقت فرسا بود ولی هرگز ذره ای از عزم ما را کم نکرد ، بر اساس این آموزش ها متوجه شده بودم که عملیاتی که در پیش داریم یک عملیات آبی خواهد بود.
پس از گذراندن حدود 10 ماه آموزش های بسیار سخت و تخصصی راهی عملیات کربلای 4 شدیم ، متاسفانه در هفته های اخیر نیز شاهد اظهار نظر برخی مسئولین در خصوص این عملیات بودیم که لازم است به عنوان یک رزمنده یک تذکر جدی به مسئولین دهم ، آن هم این است که اگر ما آن روز عازم جبهه ها شده بود فقط به خاطر ادای تکلیف بود و نه چیز دیگر ! دیگر نیازی نیست که اکنون به بیان اینگونه مطالب بپردازند و داغ خانواده های شهدا و جانبازان را تازه کنند ، متاسفانه مشکلی که هم اکنون در نهاد های نظامی کشور وجود دارد این است که یک منبع مستندی برای روایات جنگ وجود ندارد که باعث بروز اینگونه اظهار نظر ها می شود.
بالاخره شب عملیات فرا رسید و ما در گردان حبیب بن مظاهر که بر اساس گفته های سردار فاطمی نقش بی بدیلی در جنگ را داشت به آب زدیم ، ولی خوب عملیات از 2،3 جهت به مشکل خورده بود و لو رفته بود و ما مجبور به عقب نشینی شدیم ، و در سریع ترین زمان ممکن خود را به عقب رساندیم. پس از 2،3 روز مرخصی دوباره عازم منطقه گشتیم و آموزش های غواصی را دوباره شروع کردیم ، بر همین اساس دوباره متوجه شدم که عملیات پیش رو باز هم آبی خواهد بود.
شهید اصغر علی پور
(( شهید اصغر علی پور ))

یک روز فرمانده گروهان مرا صدا کرد و گفت که خود را به یک گروهان دیگر که فرماندهی آن را شهید اصغر علی پور بر عهده داشت معرفی کن ، نزد ایشان رفتم و گفتم اصغر آقا به من گفته اند که به این گروهان بیایم ولی من تمایل دارم تا در گروهان خودمان باقی بمانم. در حالی که مشغول تلاوت قرآن بود سرش را بالا آورد و گفت : " غلامرضا هنگامی که به جبهه می آمدی پدر و مادرت را دیدی ؟ " گفتم بله اصغر آقا ، گفت به تو چه گفتند؟ گفتم که پدرم گفت که جهت ادای تکلیف بایستی راهی جبهه شوی ، شهید علی پور گفت : " پس بهت نگفته اند که در کدام گروهان باشی ؟ برای ادای تکلیف آمده ای. " این سخن ایشان باعث شد تا یک تلنگری به من زده شود و متوجه شدم که سخن نادرستی گفته ام و جهت ادای تکلیف گروهان فرقی نمی کند. ایشان هم چنین مسئولیت تیربارچی را به من سپردند و بنده هم با اینکه جثه کوچکی داشتم پذیرفتم و یکی از تیربارچی ها ماهر گردان حبیب بن مظاهر شدم.
بالاخره شب عملیات کربلای 5 فرا رسید ، به همراه 9 الی 11 نفر از رزمندگان سوار قایقی شدیم و به آب زدیم ، متاسفانه لشکر ثارالله به هر عنوانی نتوانسته بود به خط بزند و ما 11 نفر میخواستیم که خط شکنی یک لشکر را خودمان به تنهایی انجام دهیم ، این صحنه مرا دائما به یاد صحنه عاشورا می اندازد ، شاید برای مخاطبانتان این سوال پیش آید که مگر می شود با 11 نفر کار خط شکنی یک لشکر را انجام داد ؟ پاسخ من این است که بله می شود ، اگر کمک های غیبی خداوند یار و یاور شما باشد بله می شود ، به چشم خود این کمک ها را دیده ام .
امامت فرماندهان / ناگفته هایی از عملیات های کربلای 4 و 5
منطقه عملیاتی بیت المقدس 2

بالاخره با قایق خود را به میدان مین و تله های انفجاری دشمن رساندیم ، که غلامحسین اکبری بلافاصله از قایق پیاده شد و با دست خالی در سریع ترین زمان ممکن این تله ها را خنثی کرد ، که عراقی ها به یک باره متوجه حضور ما شدند و درگیری آغاز شد ، واقعا یک جنگ تن به تن بود و تا صبح ادامه داشت ، شاید این سوال پیش آید که 9 نفر با کدام مهمات و تجهیزات می تواند بجنگد ؟ واقعا الطاف خفیه الهی به کمک ما آمد و علیرضا عابدی  هنگامی که در کنار یکی از سنگر ها مشغول تیراندازی بود متوجه وجود مقادیر بسیار زیادی مهمات داخل آن شد و به همه بچه اطلاع داد و ما با استفاده از آن مهمات توانستیم تا صبح به نبرد ادامه بدهیم ، متاسفانه حوالی ساعت 4 صبح بود که اصغر علی پور و رسول ارمغانی به شهادت رسیدند. 5،6 نفری که در وسط جاده مانده بودیم هم تیر های ایرانی ها به ما اصابت می کرد و هم تیر های عراقی ! به هر حال حوالی ساعت 8 صبح بود که توانستیم خط را بگریم.
بنده هم در این حین به شدت مجروح شدم و 6 ماه بعد در بیمارستان شهید چمران شیراز چشم باز کردم و متوجه شدم که در این مدت اسم من به عنوان مفقودالاثر منتشر شده است. پس از اینکه توانستم عصا هایم را کنار بگزارم دوباره راهی گردان حبیب بن مظاهر شدم و آموزش ها را در منطقه رحمانلو شروع کردم و پس از اتمام آموزش ها راهی منطقه بنی هاشم عراق شدیم.
منطقه بنی هاشم به شدت کوهستانی بود و آّب و هوای بسیار خشنی داشت ، سرمای هوای بسیار سوزناک بود و برف بسیار سنگینی بود ، عازم عملیات بیت المقدس 2 شدیم که بایستی در این شرایط بسیار بسیار سخت و طاقت فرسا 13 ساعت پیاده می آمدیم و شب را در فضای باز در هوای بسیار سرد می خوابیدیم و عملیات می کردیم ، من اولین و تنها نماز در حال حرکت خود را در این عملیات خوانده ام ، تصور کنید 13 ساعت بدون کوچک ترین استراحتی پیاده روی کنید ، رزمندگان از لحاظ جسمانی به حد خسته شده بودند که در حال راه رفتن از بی خوابی بی هوش می شدند ، به هر حال خود را تحت هر شرایط به منطقه مورد نظر رساندیم ، من صحنه ایثار و فداکاری واقعی را آنجا دیدم ، رزمندگان با اینکه خودشان بسیار خسته و گرسنه بودند ولی راضی نمی شدند که دوستشان گرسنه بماند و اندکی غذایی را هم که با خود آورده بودند به دوستانشان می بخشیدند.
امامت فرماندهان / ناگفته هایی از عملیات های کربلای 4 و 5
منطقه عملیاتی بیت المقدس 2

نوید شاهد: در پایان چه سخنی با مسئولین کشور دارید؟
متاسفانه پس از جنگ شاهد مستند سازی وقایع از سوی نهاد های مسئول نبودیم ، بایستی می آمدند و تمامی عملیات ها را مستند می کردند و مزایا و معایب آن را مشخص می نمودند و هر کس می خواست اظهار نظری کند بایستی به این منابع مراجعه می کرد که این امر صورت نگرفت ، متاسفانه سپاه پاسداران هم پس از پایان جنگ رزمندگان را کاملا به حال خود رها کرده است ، همان طور که ما را هماهنگ کرد و به جبهه ها فرستاد ، همان طور هم بایستی هماهنگ می کرد و ما را به دانشگاه و کلاس های درس می فرستاد ، اکثر رزمندگان درس و مشق را به خاطر حضور در جنگ رها کرده بودند و اکنون اگر این کار را می کرد برخی ها نمی توانستند به دلیل کم سوادی رزمندگان بر آنان خرده بگیرند.
بنده هم اکنون از لحاظ قانونی بیکار هستم و بنیاد شهید تلاشی برای اشتغال رزمندگان نکرده است ، متاسفانه هم اکنون خودرو شهید یاغچیان را که نماد رزمنده است را در جایی بسیار آرام و پر گرد و غبار به حال خود رها کرده اند ، در حالی که بایستی این نماد عظیم در مرکز شهر و در پر رفت و آمد ترین نقطه شهر قرار می گرفت.

برچسب ها
غیر قابل انتشار : ۰
در انتظار بررسی : ۰
انتشار یافته: ۲
امیرعلی تقوی نیا
|
United States
|
۰۸:۴۲ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۵
0
0
باسلام شهدای زنده همین جانبازان بی ادعامیباشند،بیائیدهمت کنیم وبااستفاده از تجربیات وخاطرات نهفته سینه های این عزیزان جهت شکوفائی همه جانبه دین مملکتمان ازهرجنبه بکوشیم تابگفته پیررهبرفقیدمان(امام خمینی)این انقلاب وکشوربدست نامحرمان ازهمه بیخبربانقش فداکاری نیفتدوآرمانهای انقلاب وشهدازیرسوال نرود.پس همتی پیر غلامان صدیق انقلاب و جنگ جهت شکوفائی استعدادهاوتجربیات با پیروی از ولایت فقیه پیش بسوی آرمانهای بحق انقلاب وشهدا
امیرعلی تقوی نیا
|
United States
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۵
0
0
باسلام شهدای زنده همین جانبازان بی ادعامیباشند،بیائیدهمت کنیم وبااستفاده از تجربیات وخاطرات نهفته سینه های این عزیزان جهت شکوفائی همه جانبه دین مملکتمان ازهرجنبه بکوشیم تابگفته پیررهبرفقیدمان(امام خمینی)این انقلاب وکشوربدست نامحرمان ازهمه بیخبربانقش فداکاری نیفتدوآرمانهای انقلاب وشهدازیرسوال نرود.پس همتی پیر غلامان صدیق انقلاب و جنگ جهت شکوفائی استعدادهاوتجربیات با پیروی از ولایت فقیه پیش بسوی آرمانهای بحق انقلاب وشهدا
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده