شهید قادر هادی در سال 1338 در شهرستان ورزقان دیده به جهان گشود ، وی در نهایت در سال 1360 در گیلانغرب آسمانی شد.

فرازی از زندگی نامه شهید قادر هادی

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی ، شهید قادر هادی در سال 1338 در شهرستان ورزقان در خانواده ای مومن و مسلمان از پدر و مادری کاملاً مقید به فرامین اسلامی پا به جهان گذاشت. مادر وی سکینه خانم نوادة ملاآقا روحانی پرهیزکار و خداترس بود و پدر وی عباسقلی از سنین طفولیت مقید به نماز و روزه بود. وی در چنین خانواده ای رشد و نمو کرد. پدر وی مشغول کشاورزی و دامداری در شهرستان ورزقان بود. قادر نیز پا به پای خانواده در امر کشاورزی و دامداری بزرگ می شد. در سال 1346 پدر وی تصمیم به مهاجرت به تبریز می نماید و در محله امیرخیز پشت مسجد حاجی نوروز سکونت می نمایند. مرحوم حاجی عباسقلی پدر قادر مردی کاملاً مذهبی بود و کسی به یاد ندارد که نماز یا روزه ای از وی قضا شده باشد. همیشه نماز را در اول وقت می خواند و با توجه به اینکه خود از مال دنیا چندان بهره ای نداشت ولی در دستگیری از فقیران و مستمندان زبانزد تمامی اهالی ورزقان بود و مادر شهید قادر هادی هم زنی عفیفه و نمازخوان بود. شهید قادر هادی در دامن چنین پدر و مادری بزرگ شد و بعد از آمدن به تبریز با توجه به وضعیت مالی خانواده پر جمعیت مجبور به ترک تحصیل شد و جهت کمک به گذران زندگی خانواده گی از همان دوران نوجوانی مشغول فرشبافی شد و تمامی درآمد خود را صرف گذران زندگی خانواده می کرد. شهید قادر هادی فردی خیلی مهربان و سر به زیر و پاکدامن بود و همیشه با برادران خوش اخلاق و شوخ طبع بود و در اطاعت پدر و مادر خود بود. هیچ وقت نشد که نماز و روزه اش قضا شود تا اینکه در سال 1357 همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی در تمامی راهپیمایی ها شرکت می کرد و در مسجد محل مسجد حاجی نوروز نیز جزو فعالین مسجد بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وارد سپاه پاسداران شد و با توجه به ایمان و عقیده محکمی که داشت بعد از حمله نیروهای صدام از ابتدای جنگ همراه با سپاه در جبهه ها حضور داشت. در عملیات آزادسازی سوسنگرد حضور داشت که بعد از بازگشت از آن عملیات تصمیم به ازدواج گرفت و بعد از ازدواج با دختری همسان و از خانواده ای مومن مجدداً به جبهه ها بازگشت و در زمانی که همسر محترمه اش حامله بود در مقابله مستقیم اش با آرپی چی در مقابل تانکهای دشمن به آرزوی بزرگ زندگیش یعنی شهادت در راه آرمانهای مذهبی و وطن اش به شهادت رسید. طوری که حتی روی دختر د راه را نیز ندید و بعد از شهادتش دختر مومن و مهربانش فاطمه خانم متولد شد که ادامه دهنده راه پدرش بوده و اکنون همیشه به یاد پدر مهربانش آرمانهای او را در جهت رعایت اصول اخلاقی و مهربانی به یاد داشته و راهرو پدر شهیدش می باشد. شاید حزن انگیزترین خاطره از شهید قادر هادی مفقودالاثر بودن وی می باشد که چشم مادرش همیشه در انتظارش ماند و به دنیای باقی شتافت.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده