ابراهیم در تاریخ 1347/1/1 در یک خانواده ی متوسط در محله ی باغمیشه دیده به جهان گشود و سرانجام در تاریخ 1363/12/22 شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد.

ابراهیم در تاریخ 1347/1/1 در یک خانواده ی متوسط در محله ی باغمیشه دیده به جهان گشود. دوران کودکی ابراهیم مواجه بود با حکومت جهان غرب در ایران آن زمان که نسیم آزادی از گوشه و کنار این مملکت علوی در حال وزیدن بود. پدر ابراهیم در آخرهای خیابان عباسی امروز که آن روزها نام دیگری داشت باغی را اجاره و در آنجا فعالیت می کرد و بدین طریق تأمین معاش زندگی می نمود. به علت برنامه های حکومت خائن پهلوی که ممکلت را به طرف صنعتی شدن در ظاهر می برد، چشمه های آب خشک، باغات باغمیشه هم به مخروبه تبدیل می شد.

مروری بر زندگی نامه شهید ابراهیم روشن تن

ابراهیم کم کم بزرگ می شود، وارد هفت سالگی می شود و در دبستان ممتاز آن روز و کمیل امروزه وارد می شود، او تازه دوران دبستان را در حال تمام کردن است که انقلاب اسلامی به رهبری ابرمرد تاریخ حضرت امام خمینی (رض) با پشتیبانی ملت همیشه بیدار و در صحنه ی ایران به وقوع می پیوندد. پدر ابراهیم با مشکلاتی که هر روز بیشتر می شد دست و پنجه نرم می کرد و با هزاران زحمت اجاره ای آخر سال محل فعالیت خود را تأمین می کرد. در این زمان است که ابراهیم هم به همراه پدر، مادر و برادر بزرگ خود در راهپیمایی ها و تظاهراتی که برای ساقط کردن حکومت شاهنشاهی انجام می گرفت می باشد پس از پیروزی انقلاب اسلامی جهت ادامه ی تحصیل در مقطع راهنمایی وارد مدرسه ی راهنمایی شاه حسین ولی می شود. هم زمان با تحصیل، در مساجد محل هم فعالیت می کند که در مسجد امام حسن (ع) چهارراه عباسی تا پاسی از شب به همراه دیگر دوستان خود جهت تأمین امنیت شهر فعال است و گاهی اوقات صبح ها از مسجد به مدرسه می رود.

روزگار به سختی می گذشت، مادر ابراهیم روزها به همراه دیگر برادران ابراهیم (جعفر و اسماعیل) در کنار پدر بود و به او در جمع آوری محصولات هر چند کم باغ کمک می کرد. فعالیت های ابراهیم این گونه ادامه داشت تا اینکه جنگ تحمیلی استکبار جهانی به سرکردگی صدام افلقی شروع می شود و شدت می یابد. دوستان ابراهیم که چند سالی از او بزرگتر بودند به جبهه اعزام می شوند و گاهی آن دوستان صمیمی شهید و یا زخمی می شوند دیگر ابراهیم توان ماندن در پشت جبهه را ندارد و فرمان حضرت امام خمینی، مبنی بر اینکه مسئله ی اصلی امروز جنگ است. جهاد در جبهه را بر درس خواندن ترجیح می دهد و پس از سپری کردن آموزش های لازم در پادگان حضرت علی بن ابیطالب (ع) مرند، در اوایل سال 1362 با دستکاری در سال تولد خود در شناسنامه به منطقه ی جنوب کشور اعزام می شود تا دین خود را همانند سایر فرزندان این مملکت به اسلام قرآن و ولایت فقیه ادا نماید و در گردان سیدالشهداء لشکر 31 عاشورا سازماندهی می شود و در عملیات والفجر 1 شرکت می کند سپس در اعزام دیگر در عملیات والفجر 4 در کنار برادر بزرگ خود انجام وظیفه می نماید و در اعزام سوم، در گردان امام حسین (ع) به فرماندهی سردار شهید اصغر قصاب عبدالهی حضور می یابد که سرانجام عملیات بدر شروع می شود و از اولین رزمندگانی است که با دشمن بعثی جهت شکستن خط مقدم درگیر می شود که پس از رشادتها و از جان گذشتگی ها در تاریخ 1363/12/22 مورد اصابت تیر کینه ی استکبار قرار می گیرد و به آرزوی دیرینه ی خود که اجر جهاد و شهادت است، می رسد. مضافاً اینکه در مناطق عملیاتی، ادامه ی تحصیل در مقطع دبیرستان می داد که با شهادت پایان نامه ی دنیایی خود را اخذ کرد.    
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده