خاطره شفاهی شهید مدافع حرم:
حاج علی گفت: محمودرضا به من گفت کسی مرا به سوریه نمی فرستد من خودم می روم و مهمترین جمله ای را که ازش اثر گرفتم برایم گفت..‌او گفت تو شهیدنمی شوی...چون در بند دنیا و زن و بچه ای و مرا دعوت می کنی به این گونه بودن!
نوید شاهد آذربایجان شرقی: متن خاطره شفاهی احمدرضا بیضایی از برادرش شهید مدافع حرم محمودرضا در هیئت هنر:

محمودرضا بیضائی آدم بسیار آرمانگرایی بود و از اول تا آخر در راه رسیدن به اهدافش کوتاه نیامد.قبل ازاینکه ازتبریز برود و به نیروی قدس سپاه در تهران ملحق شود و خدمتش را شروع کند تلاش میکردیم و خانواده تلاش میکردند محمودرضا در تبریز ازدواج کند..تا پنج مورد انتخاب شد و تا مرحله خواستگاری پیش رفت ولی در جلسه خواستگاری وقتی صحبت از محل کارشد تبریز یا تهران"چون تبریزی ها دختر به غیرتبریزی نمی دهند"وقتی حرف از انتقال محل خدمت از تهران به تبریز می شد محمودرضا همانجا منتفی می کرد قضیه را و بلند می شد...مورد آخر را نیز من منتفی کردم و با محمودرضا بحث کردم که بالاخره تبریز می آیی یا نه؟
گفت:من تبریز بیا نیستم من تهران را ازدست بدهم یعنی نهضت جهانی اسلام را ازدست دادم..تبریز بیایم باید بروم پشت میز و قسمت پشتیبانی فعالیت کنم..من میمیرم پشت میز بروم‌.تا نزدیک شهادتش هم این تفکر در او وجود داشت.

روایتی از برادر شهید بیضایی: تو شهید نمیشی!

بار ماقبل آخر در فاصله بین دوماموریت من مهمانش در اسلامشهر بودم و سه روز بود که محمودرضا از سوریه برگشته بود.

رفتیم راه آهن برای گرفتن بلیط برگشت به تبریز به همراه برادر خانمش.گوشی اش زنگ خورد و محمودرضا از مافاصله گرفت..پیاده شدم..به طرفم که می امد رفتم جلو و گفتم چه شده؟
گفت فردا دوباره میروم سوریه..گفتم برای چه باید بروی؟گفت ناکث ها خط را گرفته اند و بایدبرویم و کاری کنیم.گفتم خب آنهایی که آنجا هستند کاری کنند..تو تازه سه روز است آمده ای.زن و بچه ات گناه دارند.

سوار قطارشدیم تا برگردیم‌.برادر خانمش می گفت من در ماشین گفتم محمودرضا سیم کارت گوشی ات را در آور و دست زن و بچه را بگیر و ببر تبریز.اصلا یک ماه برو...از انجا که برایت برگ ماموریت نمی دهند از اینجا هم که کسی نمی گوید برو سوریه...اصلا برو تبریز و آنجا در سپاه عاشورا خدمت کن...چه فرقی می کند محل خدمت...

حاج علی گفت:محمودرضا به من گفت کسی مرا به سوریه نمی فرستد من خودم می روم و مهمترین جمله ای را که ازش اثر گرفتم برایم گفت..‌او گفت تو شهیدنمی شوی...چون در بند دنیا و زن و بچه ای و مرا دعوت می کنی به این گونه بودن!

محمودرضا در این حال و هوا بود و هرگز لحظه ای از آرمانش کوتاه نیامد و نزول نکرد.


شهید بیضایی اولین شهید مدافع حرم تبریزی است که در 29 دی ماه سال 92 همزمان با میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) در قاسمیه سوریه به شهادت رسید.

منبع: سخنارنی دکتر احمدرضا بیضایی در دانشگاه هنر تبریز در سیزدهم محرم امسال

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده