خاطره ای از شهادت سردار علی تجلایی:
لحظه های آخر با دست اشاره ای می کرد... انگار آب می خواست، اما هیچکس آب همراهش نبود... آخه خودش سفارش کرده بود: «قمقمه هایتان را پر نکنید، ما به دیدار کسی می رویم که تشنه لب شهید شده است...»
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شب عملیات اومد توی خاکریز شروع کرد به جنگیدن. مثل یه بسیجی ساده. قرار بود گردان سیدالشهدا بیاد کمکمون اما خبری نشد. فقط بیسیم چی شون اومد و گفت: 
«گردان نتونست بیاد.» 

قمقمه هایتان را پر نکنید، به دیدار شهید تشنه لب می رویم

علی تجلایی رفت برای بررسی موقعیت خاکریز بعدی. حدوداً پانزده متر با ما فاصله داشت. رسید سر خاکریز. تا یه لحظه برای دیدن منطقه بلند شد، تیر خورد توی قلبش... آروم افتاد روی خاکریز. لحظه های آخر با دست اشاره ای می کرد... انگار آب می خواست، اما هیچکس آب همراهش نبود... آخه خودش سفارش کرده بود:

«قمقمه هایتان را پر نکنید، ما به دیدار کسی می رویم که تشنه لب شهید شده است...»

شهید علی تجلایی، از رزمندگان تبریزی سپاه اسلام است که در فرمانده قرارگاه ظفر بود. قبل از عملیات "بدر" به یکی از همرزمانش گفت که دیگر نمی‌خواهد پشت بی‌سیم بنشیند و می‌خواهد همچون یک بسیجی گمنام در عملیات شرکت کند.   
او همچون یک بسیجی گمنام همراه سایر بسیجیان راهی خط مقدم شد. از قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) گروهی را فرستاده بودند تا هر طور شده او را پیدا کنند و برگردانند اما او را نیافتند. 

"تجلایی" بی‌امان می‌جنگید و پیشاپیش همه بود. سرانجام ناگهان تیری به قلبش اصابت کرد و به شهادت رسید.
این شهید عزیز در بهمن ماه سال 63 به شهادت رسید و پیکر مطهرش هیچگاه به وطن برنگشت.


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید آذربایجان شرقی

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده