شب خاطره پیشکسوتان حماسه و جهاد:
یک بسیجی خیلی خسته بود و سرش را گذاشت روی گونی داخل سنگر و خوابید. وقتی شهید باکری متوجه شدند بسیجی با آن وضعیت خوابش برده بلافاصله یواشکی سر بسیجی را گذاشت روی زانویش و آن بسیجی در حدود نیم ساعت راحت خوابید.
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، کمتر کسی را می توان یافت که دلاوری های رزمندگان اسلام در دروان دفاع مقدس را شنیده باشد و نام سردار شهید آقا مهدی باکری به گوشش نخورده باشد.
فرمانده دلاور لشکر 31 عاشورای تبریز که بیش از آنکه به فرمانده بودن مشهور باشد؛ به خاکی بودن شهره دارد.

حاج آقا ماهری، از رزمندگان آن دوران حماسه و جهاد در شب خاطره پیشکسوتان دفاع مقدس در تبریز به بیان خاطره ای از عطوفت مثال زدنی شهید باکری به یک بسیجی می گوید که در ذیل آورده شده است:


در سال 63 قبل از عملیات بدر در جزیره جنوبی به فرماندهی آقا مهدی باکری وعملیات ایذایی جهت باز کردن جای پا برای عملیات بدر انجام دادیم.

بعد از پایان ماموریت وقتی که با لباس های گلی،بادگیر و چکمه پیش آقا مهدی می آمدیم؛ می گفتند بچه هایم خسته نباشید و به رزمندگان داخل سنگر خودشان می گفتند اینها خسته هستند و برایشان کمپوت بدهید. 

یک بسیجی خیلی خسته بود و چون شب هم نخوابیده بودیم؛ و سرش را گذاشت روی گونی داخل سنگر و خوابید.  آقا مهدی هم داشت با بیسیم صحبت می کرد وقتی که متوجه شدند بسیجی با اون وضع خوابش برده بلافاصله یواشکی سر بسیجی را گذاشت روی زانویش و آن بسیجی در حدود نیم ساعت راحت خوابید. آقا مهدی عاشق بسیجی ها بودند و همیشه حال و احوال آنها را در زیر نظر داشتند و مانند پدری مهربان برای رزمندگان بودند.

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده