نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش پنجم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش پنجم

در تاریخ1981/11/23 از طرف دولت عراق به خدمت احتیاط فراخوانده شدم. اگر حمل بر خودستایی نباشد چون کمی اهل مطالعه هستم از روز اول جنگ همه ي جوانب آن را دریافت کرده بودم.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش چهارم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی - بخش چهارم

در تاریخ 1982/2/7 صدام یک فرمان حمله صادر کرد. این فرمان براي باز پس گرفتن شهر بستان بود. او براي دست یافتن به این هدف بیشترین و بزرگترین نیرو را بسیج کرد. از جمله لشکر زرهی 12 و لشکر 18 پیاده و لشکر 5 و 1 پیاده، لشکر 423.
مجروح جنگی که هردو دید را پیدا کرد وحالا جامعه ایرانی به او افتخار می کند

مجروح جنگی که هردو دید را پیدا کرد وحالا جامعه ایرانی به او افتخار می کند

سربازی را به بخش چشم پزشکی آوردند که از مچ پا قطع عضو داشت و یک چشم او کاملا از بین رفته بود که مجبور شدیم آن راتخلیه کنیم و چشم چپ او هم دچار خونریزی شدید در اتاق قدامی و زجاجیه بود و ترکش های بی شماری در سر و صورت، پلک و قرنیه چشم داشت. چشم چپ بیمار نور مختصری را می دید. بسیار نا امید بود.
خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول - بخش پنجم

خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول - بخش پنجم

برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.
خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول- بخش چهارم

خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول- بخش چهارم

برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.
خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول-بخش سوم

خاطرات سهیلا فرجام فر از دوران دفاع مقدس در بیمارستان پایگاه دزفول-بخش سوم

برای دیدن چهره زنان ایرانی در دفاع هشت ساله، آیینه ای شفاف تر از گفتار و نوشتار خود آنان نیست. زنانی که در خطوط مختلف نبرد ایستادند تا از آنچه که دوست دارند، دفاع کنند. بسیاری از این زنان به خاک افتادند، بسیاری به اسارت دشمن در آمدند، بسیار زخم برداشتند، بسیاری بر بالین مجروحان جنگ بیدار ماندند و آنانی که به خانه باز گشتند بسیاری نیستند. برای این زنان هنوز جنگ به پایان نرسیده است.زیرا همواره رنج چشم انتظاری و زخم هایی که با آن هم خانه اند، چون تابلویی از دل شان آویخته است.دیواری از امید، که هاشورهایی از روشنی بر آن تابانده است.