شهید غلامحسین تیموری دایی سردار شهید محمد جعفر سعیدی

شهید غلامحسین تیموری دایی سردار شهید محمد جعفر سعیدی

شهید غلامحسین تیموری در سال ۱۳۱۰ در روستای احشام قایدها از توابع شهرستان خورموج در یک خانواده مستضعف کشاورز به دنیا آمد در زمانیکه چپاولگران و ظالمین یعنی خان منشها و کدخدا منشها بر مردم حکومت می‌کردند و خانواده‌اش در میان آن فامیلها مستضعف‌ ترین خانواده بود و اما از نظر ایمان به خدا و نسبت به احکام و شرع اسلامی آگاهی زیادی داشت که تمام فامیلها از ایشان استفاده می‌کردند.
سردار شهید بیژن گرد از فرماندهان شهید نبرد مستقیم با آمریکا در خلیج همیشه فارس

سردار شهید بیژن گرد از فرماندهان شهید نبرد مستقیم با آمریکا در خلیج همیشه فارس

او فرمانده اي دلاور و دريا دل بود كه وجودش باعث رعب و وحشت دشمنان گشته بود و در اكثر مأمومريت هاي دريايي حضوري چشمگير داشت . سرانجام اين فرمانده غيور در يك نبرد حماسه ساز و غرور آفرين ، با شهامت و شجاعتي مثال زدني و آفريدن حماسه اي پايدار و ماندگار بر قلب آبي خليج هميشه فارس ، به همراه ديگر ياران خود ، پس از سرنگوني يك فروند بالگردان متجاوز ، جرعه آي حيات را بر لبان خشك خود چكاند و قهقه زنان به ديدار معبود شتافت .
زندگی نامه سردار شهید محمد جعفر سعیدی از شهدای شاخص استان بوشهر

زندگی نامه سردار شهید محمد جعفر سعیدی از شهدای شاخص استان بوشهر

سردارشهید «محمدجعفر سعیدی» در سوم تیرماه ۱۳۳۴ در روستای «احشام قاید‌ها» از توابع شهرستان دشتی استان بوشهر چشم به جهان گشود و در چهارم دی‌ماه ۱۳۶۵ در محور عملیاتی کربلای ۴ جزیره سهیل عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.پیکر مطهر شهید پس از ۱۰ سال مفقودیت در تاریخ ۷۵/۱۱/۱۸ به وطن بازگشت و در گلستان شهدای بندر زیبایی گناوه در جوار همرزمان شهیدش آرام گرفت
پویش مردمی دوستان آسمانی من میزبان شهیدان هادی شد

پویش مردمی دوستان آسمانی من میزبان شهیدان هادی شد

نوید شاهد: همه دعوت بودند به مصلای قدس، دانشجویان طلاب،خانواده عزیز شهدا و مردم قم، به یک میهمانی؛یادواره شهیدان هادی، عشریه و شفیعی...
تیر خلاص خوردم، ولی زنده ماندم...

تیر خلاص خوردم، ولی زنده ماندم...

جانباز «علی حاتمی تاجیک» گفت: عراقی‌ها بالای سر رزمندگان می‌آمدند و تیر خلاص می‌زدند. من هم شامل این تیرخلاصی شدم. نیرو‌های بعثی وقتی دیدند که زنده هستم، من را با خودشان بردند. دیگر اسرا برایم تعریف کردند که عراقی‌ها پیکر نیمه جانم را به بیمارستان عماره بردند.
شهید قربانخانی نام چه کسی را روی بدنش خالکوبی کرده بود؟ استخوان های سوخته ای که از سوریه برایم آورند!

شهید قربانخانی نام چه کسی را روی بدنش خالکوبی کرده بود؟ استخوان های سوخته ای که از سوریه برایم آورند!

ماه رمضان است؛ رمضان 1440 خرداد 1398. امشب سالروز تاسیس مسجد مقدس جمکران است. خبر داده اند که می خواهند از خانواده شهدا در این مکان مقدس تجلیل کنند. راهی مسجد می شوم. حس و حال غریب و زیبایی دارم. می خواهم اولین گزارشم را برای «نوید شاهد» بنویسم و به میهمانی خانواده شهدا در جمکران دعوت شده ام...
۴
آرشیو